ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۸  کلمات کلیدی: بارون ، ترانه ، ترانه بارون ، زمستون

به چشات سر میزنم یه شب که بارونی باشه

یه شبی که اسم من اسمی که میدونی باشه

یه شبی که چادرت سقفی بشه روی سرم

تو چشات توی چشام هر چی که می تونی باشه

ساده درگیر نشدی ساده به دس نیومدی

کارای بزرگو دیدی که به آسونی باشه ؟

خودمو در به در دشت نگاهت میکنم

دل لیلایی تو یه شب که مجنونی باشه

کوچه بن بس نداره من دیگه پرواز بلدم

کوچه حتی اگه تاریک و زمستونی باشه

توی هرم نفسات دلم رو آتیش میزنم

اگه تو روی لبات حرفی که میدونی باشه