تو که در چشمهایت می چمد آقا محمد خان
و می خندی و بوی زیره می گیرد شب کرمان
تو که در کابل گیسوت هی رودابه می رقصد
و شب ها می گذاری سر به زانوی بلوچستان
تو که در امتداد پلک هایت مست می رقصند
زنان ایلیات دف به دست بومی سودان
تو تلفیق حماسه و تغزل در اساطیری
تو مثل عصمت بکر هلن در باور یونان
شکوه قصرهای بابلی هخامنش چشمی
غرور زخمی کورش درفش لشکر گرگان
برقص آشفته کن توران دامن را که بر گیرند
نگاه از اورشلیم اسطوره های ملی ایران
زن اسطوره ای حق داشت سعدی تا که بنویسد
"دو چشم مست می گونت ببرد آرام هشیاران"